به این نقد امتیاز بدهید

دیترویت: بیکام هیومن – Detroit Become Human

سازنده: کوآنتیک دریم – Quantic Dream

ناشر: Sony Interactive Entertainment

سکو: پلی استیشن ۴

سال: ۲۰۱۸

نقد بازی Detroit Become Human

نقد بازی Detroit Become Human

دیترویت: بیکام هیومن محصول جدید استودیوی سازنده بازی‌هایی همچون باران شدید و ماوراء:دو روح است. این بازی ماجرایی و روایتی علمی تخیلی است که تصمیمات بازیکن در راس و پیشگام در همه اتفاقات دنیای بازی قرار می‌گیرد. تصمیماتی که شما می‌گیرید، سرنوشت شخصیت‌ها و مشکلاتی که جامعه‌شان با آن مواجه می‌شود را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

این ایده که روزی فناوری از ما پیشی می‌گیرد، چیز تازه‌ای نیست. امروزه هم در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که هوش مصنوعی در حال پیشرفتی روز افزون است. رسانه‌ها عاشق این خیال‌پردازی و تخیل‌ها هستند که روزی می‌رسد و هوش مصنوعی بالاخره به قدرت ادراک و احساسات دست می‌یابد و نسل انسان‌ها را کنار می‌گذارد. در واقعیت مساله بسیار پیچیده‌تر از این تخیلات است. اما تصویرسازی و تخیل پردازی در مورد چنین آینده‌ای بسیار جذاب است، همچون آثار فیلیپ کی دیک، آیزاک آسیموف و بسیاری از نویسندگان دیگر.

اکنون استودیوی کوآنتیک دریم می‌خواهد ایده رسیدن ربات‌ها به درک و احساس، و تفکرات ترابشریت را در قالب بازی دیترویت: بیکام هیومن مطرح کند. از برخی جهات با شکست مواجه شده است، همچون تلاش برای پرداختن به مضامینی سنگین با ارائه جزئیاتی سطحی و ناکارآمد، و ناتوانی در ارائه مضامین به صورتی حرفه‌ای. اما این نارسایی‌ها مانع پیشروی بازی برای تبدیل شدن به یک بازی ماجراجویی و روایتی متمایز نشده است، روایتی که مرا کاملا درگیر خود کرده است.

در دیترویت: بیکام هیومن شما در نقش سه قهرمان اصلی بازی در طول روایت داستان پیش می‌روید. کانر یک ربات اندروید کارگاه پیشرفته است که کارش بازرسی اندرویدهای منحرف شده و شورش گر است. شخصیت بعدی کارا است، یک زن اندرویدی جوان که از دختر بچه‌ای در شهری که رو به ویرانی است مراقبت می‌کند. نهایتا به شخصیت مارکوس می‌رسیم. او خودش یک شورش گر است و کم کم به سمتی می‌رود که به رهبر انقلابی برای هم نوعانش در سراسر جهان تبدیل می‌شود.

کانر در بازی بیش‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد، بخشی از این برجسته بودن او به خاطر وارد نشدنش در مضامینی است که کوآنتیک دریم آن توانایی لازم را در پرداخت آن‌ها نداشته است. او پلیسی تخیلی است که در کنار ستوان بدخلقی به اسم هانک کار می‌کند که گذشته‌ای سیاه را پنهان می‌کند، گذشته‌ای که کانر به زودی از آن پرده برمی‌دارد.

ارتباط آن‌ها حساب شده و البته جذاب است، دینامیکی در حال رشد را نمایش می دهد که اصل و بکر به نظر می‌آید. نگاه کردن به هانک که تنفرش نسبت به کانر رفته رفته به احساسی تبدیل می‌شود که نه تنها به عنوان یک همکار بلکه به عنوان یک دوست با او رفتار می کند، بسیار احساس برانگیز است اگر چه پایان و نتیجه آن وضوح چندانی ندارد.

داستان کانر به چیزی تبدیل می شود که چگونگی بازی کردن این بازی را نشان می دهد، و بخش‌های مربوط به او بیشترین ابتکار و خلاقیت را در خود دارند، پر از اکشن است و از نظر احساسی هم وضعیت واضح و مشخصی دارد. برای نمونه صحنه آغازین آن یک مسابقه جذاب و عالی در تقابل با زمان است وقتی که شواهد پخش شده در صحنه جرمی را بررسی می کنید، در حالی که یک گروگانگیری تنها چند قدم آن طرف‌تر در حال وقوع است. یک اشتباه می‌تواند همه چیز را به نابودی بکشاند.

گشتن به دنبال سر‌نخ‌ها با پیش رفتن در وضعیت و آشکار شدن جریان‌های داستان بسیار هیجان انگیز هستند و می توانند پایان‌های مختلفی داشته باشند. پس از چند بار بازی کردن دیدم که کانر به آرامی با مظنونی صحبت می‌کند و نهایتا خودش را قربانی می‌کند. نتیجه ایجاد شده تاثیر عمیقی روی روایت داستان دارد، و آگاهی از این مساله که شخصیت‌های بازی ممکن است پایان داستان را نبینند انگیزه‌ای را برای ادامه بازی در شما ایجاد می‌کند.

افسوس که طرح داستان نمی تواند از مسیر خودش خارج شود و پیام اصلی اندرویدها و جایگاهشان در جامعه از دست می‌رود.

نتیجه رخدادهای مهم می‌تواند بر اساس تصمیماتی که شما می گیرید تغییر کند، اما این مساله روی کیفیت داستان و مضامین که دیترویت:بیکام هیومن به آن اشاره دارد، تاثیری ندارد.

داستان کارا داستانی مربوط به وظایفی مادرانه است که تلاش می‌کند به دختر بچه‌ای کمک کند در امان بماند. او در چالش و کشمکش با انسانیت ظاهر شده در خودش قرار دارد و اینکه آیا در کل او این حق را دارد که مادر باشد یا نه. گاهی بسیار تاثیرگذار و احساسات برانگیز است، اما طرح داستان با پیچش هایی همراه است که آن را لو نمی‌دهم چون ممکن است بخشی جذاب و تاثیر گذار از بازی را از دست دهید. لحظاتی فوق العاده در بازی در ارتباط با شخصیت‌ها پیش می آید که حسی واقعی از حضور در این دنیا را برای شما ایجاد می‌کنند.

بر خلاف کانر، تناقض های موجود در شخصیت کارا از طریق ترکیبی از کارآگاه‌بازی‌ها و صحنه‌های مبارزه حل نمی‌شود. طبیعت احساسی و آسیب‌پذیر او این مسائل و و تنش‌ها را به موانع بزرگتری تبدیل می کند.

یک فصل از بازی به کارا و همراهانش اختصاص داده شده است که به دنبال پناهگاهی در پارکی دور افتاده در میان طوفانی شدید می‌گردند. این بخش می‌تواند به صورت مستقیم از فصلی از انیمیشن اسکوبی دو بیرون کشیده شده باشد، و انگار تمامی بخش های مهم آن را برجسته کرده است.

دیترویت: بیکام هیومن پر از صحنه های تکان دهنده است. مضحک ترین آن وقتی است که کانر مظنونی را در میان کلوبی تعقیب می‌کند و مورد حمله یک جفت اندروید سرکش همجنس گرا قرار می‌گیرد.

این واقعا تاسف اور است، چون موضوع و مسائل اصلی این بازی برای پرداختن به مضامینی همچون عشق و جنسیت بسیار عالی هستند، همچنین پرداختن به اینکه با دیدن ربات‌هایی که برای رسیدن به وجودی بامعنا چنین درتلاش و تکاپو هستند، چه احساسی را در ما ایجاد می‌کنند.

اما کوآنتیک دریم با بی دقتی از نمونه‌ها و مثال‌هایی بی‌معنی استفاده می‌کند. این جفتی که قبلا اشاره شد دیگر هیچ وقت در داستان ظاهر نمی شوند و نقش آن ها همچون سنگی است که سر راه کانر قرار گرفته باشد و دیگر هیچ.

داستان مارکوس بیشترین آسیب را از این شیوه شخصیت پردازی سطحی و بدون مهارت دیده است. او ضعیف‌ترین شخصیت در میان سه شخصیت اصلی بازی است، اما بیشترین انگیزه‌ها را دارد به صورتی که هدفش دستیابی به مساوات در حقوق شهروندی برای اندرویدها، مقابله با بردگی و نژادپرستی است.

پیام هایی که بازی به صورت مستقیم ارائه می‌دهد بسیار خنده‌دار و مضحک هستند و واقعا جای تعجب دارد. لحظات تاثیرگذار بازی به لو دادن و پرده برداشتن  از داستان ختم می‌شوند و هیچ نتیجه گیری بارزشی را هم با خود ندارند. اگر به دنبال یک روایت قابل پیش‌بینی و نه چندان حرفه ای هستید، آن را در دیترویت:بیکام هیومن پیدا می کنید. البته محو نمایش جذاب و تصویرسازی خوب آن هم خواهید شد. بازی بسیار زیبا و جذاب، همراه با صحنه هایی است که بازیکن را شگفت زده می‌کند، همراه با تصاویر و صحنه‌های از دنیایی آینده نگرانه که در باران، برف و مه غرق شده است و ماجرایی بسیار طولانی در پیش دارد. مدلسازی شخصیت‌ها هم بسیار عالی هستند و احساسی واقعی و تاثیرگذار را ایجاد می‌کنند.

دیترویت: بیکام هیومن بازی پیچیده‌ای است. از نظر تکنولوژی شگفت‌انگیز کار شده است و دارای نقش افرینی های عالی و روایتی سرگرم کننده در هسته داستانش است. به اندازه کافی به هر سه شخصیت داستان فضا داده شده است که با همه آن‌ها به خوبی ارتباط برقرار می‌کنید. برایم مهم بود که داستان آن ها بالاخره به کجا می‌رسد. متاسفانه کوآنتیک دریم با عناصر و مضامینی که کنترل شده و ارائه‌ای غیر حرفه‌ای و سطحی زیان قابل توجهی به بازی رسانده است. آن قدر مضامین و پیام ها مستقیم به بازیکن هجوم می‌آوردند که به بازیکن اجازه نمی‌دهد خودش چیزی را از این مضامین مطرح شده دریافت کند و به زبانی دیگر می‌توان گفت احترام چندانی برای درک و شعور مخاطب قائل نشده است.

با کمی دقت بیشتر و پرداختن حرفه‌ای‌تر به مضامین اصلی داستان، دیترویت: بیکام هیومن می‌توانست به یک بازی بسیار خاص و ویژه تبدیل شود.

جوردن کینگ

منبع: Trusted Reviews

***

پیشنمایش بازی Detroit Become Human:

دیدگاهی بنویسید

avatar