۵ (۱۰۰%) ۱ vote

ومپیر – Vampyr

سازنده: دونت‌ناد انترتینمنت

ناشر: فوکوس هوم انترتینمنت

سکو: ایکس باکس وان، پلی استیشن ۴، مایکروسافت ویندوز

سال انتشار: ۲۰۱۸

نقد بازی Vampyr

نقد بازی Vampyr

در بازی ومپیر، شما در نقش جاناتان رید ظاهر می شوید، پزشکی که در سال ۱۹۱۸ در قالب یک خون آشام به زندگی باز می گردد. آن هم در شهر لندنی که با شیوع آنفلوانزای اسپانیایی دست و پنجه نرم می کند (بحرانی که در آن‌ سال ها باعث کشته شدن میلیون ها نفر شد). از همان ابتدای داستان، بازی از شما انتظار دارد که شخصیت اصلی بازی را درک کنید. شخصی که قاعدتا در ابتدای امر چیز زیادی از آن نمی دانید. ولی بازی او را وارد مجموعه ای از اتفاقات گیج کننده می کند. او حتی خواهر خودش را هم به قتل می رساند. 

این ایده به خودی خود هوشمندانه و جذاب به نظر می رسد. ولی حقیقت این است که سخت می شود در این بازی درهم و برهم یک نکته مثبت پیدا کرد. 

یکنواختی بی پایان 

جاناتان که به احساس گناه دچار شده و درباره دلیل زنده بودن و اقداماتی که انجام داده دچار سردرگمی شده، باید هم چنان که از نگهبانان شب لندن و شکارچیان خون آشامی که به دنبالش هستند می گریزد، پاسخ پرسش های خود را بیابد. این جاست که سیستم مبارزات بازی آشکار می شود. حمله های همراه با جاخالی و ضربه زدن به دشمنان با سلاح سرد، این کاری است که در طول بازی مجبورید بارها و بارها انجام دهید. 

لندن بازی ومپیر بسیار یکنواخت و خسته کننده است. از آن جا که جاناتان خون آشام است و آفتاب پوستش را می سوزاند، تقریبا تمام بازی در شب می گذرد. مشکل این است که این تنوع رنگی قهوه ای تیره، خاکستری تیره و مشکی چندان کمکی به زیبایی شناسی بازی نمی کند. 

البته چند منطقه متمایز در سطح شهر وجود دارد. ولی تشخیص این وجه تمایز چندان راحت نیست. چرا که دورنمایی که می بینید  همیشه از همان ترکیب رنگ تیره استفاده می کند. دشمنان بازی تقریبا همه شبیه هم هستند (حتی غولاخرها). تعداد دشمنانی که با بقیه فرق داشتند به انگشتان یک دست هم نمی رسید. سازوکار مبارزات بازی هیچ گاه تغییر نمی کند. داستان بازی هم از اول تا پایان ناامید کننده است. 

به نظر می رسد جاناتان خیلی سریع به خون آشام بودن خود پی می برد. به همین دلیل شروع می کند به خوردن خون گردن دشمنان تا نوار سلامت و خون خود را پر کند. از نوار خون می توان برای اعمال حملات و توانایی های ویژه استفاده کرد. ولی نکته عجیب این است که او در طول مکالمات خود با مردم (به نظر می رسد فقط نگهبان ها می توانند خون آشام بودن او را تشخیص دهند) نشان می دهد که هنوز با خون آشام بودن خود کنار نیامده است. 

در نهایت جاناتان پای به بیمارستان پمبروک می گذارد. او در آن جا زیر نظر پزشک مهربانی به نام دکتر سوانسی کار می کند، کسی که نه تنها می داند دکتر رید یک خون آشام است، بلکه حتی تلاش های دکتر برای خوردن خون بیماران را نادیده می گیرد. عجب دکتری!

در این بخش از بازی است که یکی از بخش های مهم گیم پلی بازی آشکار می شود: گفتگو با شهروندان. بخشی که اصلا خوب درنیامده است. 

این قدر حرف نزنید

ومپیر تاکید زیادی بر روی دیالوگ دارد. این مساله کاملا به ضرر بازی تمام شده است چرا که دیالوگ ها اصلا جالب از آب درنیامده اند. انگلیسی بازی کمی نامتعارف است و دیالوگ ها توسط کسی نوشته شده که تسلط کاملی به انگلیسی نداشته است (بازی توسط یک استودیو فرانسوی ساخته شده است). 

علاوه بر این، این دیالوگ ها معمولا سنگین هستند و بسیاری از آن ها هیچ هدف خاصی ندارند. 

مردم شهر به صورت تصادفی در بخش های مختلف لندن پراکنده شده اند و با کمک آن ها می توانید به سرنخ هایی در مورد ادامه داستان پی ببرید. این مردم ابتدا شبیه توده های گوشتی عمل می کنند که جاناتان می تواند یا بیماری هایشان را درمان کند یا آن ها را به گوشه ای خلوت بکشاند و خونشان را بخورد. 

اگر به مردم کمک کنید، آن منطقه رونق می یابد و امن می شود. اگر آن ها را بکشید یا نادیده شان بگیرید، آن منطقه خطرناک شده و خون آشام های خطرناکی وارد آن می شوند (بنا به دلایلی نامشخص به این نوع خون آشام ها اسکال گفته می شود). ولی هیچ یک از این انتخاب ها تاثیری بر روی روند بازی ندارند. 

هر یک از مردم هزاران دیالوگ مختلف دارد که جاناتان می تواند بشنود. باید آن قدر آن ها را بشنوید تا بالاخره یک سرنخ گیرتان بیاید. در نهایت این کار آن قدر خسته کننده شد که من تا مجبور نبودم، به حرف هیچ یک از مردم گوش نمی دادم. 

مردمی که جاناتان مجبور است با آن ها صحبت کند از نظر میزان جذابیت فرقی با بقیه ندارند. در طول بازی چندین شخصیت مختلف معرفی می شوند. ولی به جز چند شخصیت کلیدی داستان، بقیه را خیلی راحت می توانید فراموش کنید. 

این نوع دیالوگ ها ۹۰ درصد بازی را تشکیل می دهند. در بازی ساعت ها و ساعت ها باید به این توضیحات گوش بدهید. ولی این تنها مشکل بازی نیست. 

مشکلات کوچک فراوان

مشکلات کوچک زیادی در بازی ومپیر وجود دارد که می توان نادیده گرفت، ولی این مشکلات وقتی کنار هم قرار می گیرند بازی را به یک تجربه بسیار خسته کننده تبدیل می کنند. و این مشکلات به حدی زیاد هستند که به نظر می رسد روند ساخت بازی با عجله صورت گرفته است. 

بازی از نظر بصری اذیت کننده است و به نظر می رسد مربوط به نسل قبلی بازی ها باشد. بافت ها وضوح پایینی دارند، صورت شخصیت ها غیرطبیعی است و هیچ تنوعی در محیط دیده نمی شود. نکته بعدی این که گاهی اوقات دست ها و پاهای شخصیت ها با اشیاء یا لباس ها تداخل پیدا می کند. 

در داستان بازی هم نکات متناقض زیادی وجود دارد. اگر جاناتان یک شهروند عادی را بکشد، ممکن است با عواقب زیادی مواجه شود و کل آن منطقه بهم بریزد. ولی در این حین او می تواند خیلی راحت چندین نگهبان را به قتل برساند بدون این که اتفاقی بیفتد. انگار نه انگار که این نگهبان ها هم در این مناطق زندگی می کنند. 

در بازی خون آشام ها در دسته های مختلفی همچون بی مغز، اسکال های بی رحم و ایکان (دسته ای که خود جاناتان هم در آن حضور دارد) قرار می گیرند. ولی در اواسط بازی این دسته بندی ها بهم می ریزد و واقعا معلوم نیست هر کدام از این گروه ها چه ویژگی هایی دارند. 

در خود جاناتان هم تناقض زیاد دیده می شود. او به عنوان یک پزشک در تلاش برای نجات جان مردم است، ولی در عین حال شکارچی های خون آشام مختلفی که از جنس همین مردم هستند را به راحتی از بین می برد. هم چنین اگر تصمیم بگیرید از شهروندان خون مورد نیاز خود را به دست آورید، این تناقض از این هم بیش تر می شود. 

یکی از آزار دهنده ترین بخش های بازی نحوه اجرای آن است. هر بازی به زمانی برای بارگیری یک منطقه یا بخش تازه نیاز دارد. ولی زمان های بارگیری بازی ومپیر بسیار پرتکرار و اذیت کننده هستند. صفحه های بارگیری ممکن است هنگام ورود به یک ساختمان یا کشته شدن شخصیت اصلی تا دو دقیقه طول بکشند. در بعضی از جاها هم سرعت بازی کاهش می یابد چرا که باز هم مشغول بارگیری است. 

اگر می خواهید سریع به یک منطقه دیگر بروید یا از سد دشمنان عبور کنید، بعید نیست با توقف بازی مواجه شوید. گاهی اوقات که یک در را باز کرده یا یک مکالمه را شروع می کنید، بازی به یک باره بین پنج ثانیه تا حتی یک دقیقه کامل، گیر می کند. این گیر کردن حین مبارزه ها هم ممکن است رخ دهد. یک بار ومپیر وسط یک مکالمه گیر کرد و مجبور شدم بازی را شروع مجدد کنم. 

ایده بیان داستان زندگی یک خون آشام در اوایل قرن بیستم جذاب به نظر می آید، ولی عملکرد ضعیف بازی در تقریبا تمام جنبه ها، کار را به یک فاجعه تبدیل کرده است. ومپیر تقریبا هیچ ویژگی مثبت قابل توجهی ندارد. همان معدود نکات مثبت بازی هم زیر سایه ویژگی های منفی بی شمار آن قرار می گیرند. 

کلن بک

منبع: Mashable

***

پیش نمایش بازی ومپیر:

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar