به این نقد امتیاز بدهید

خشنودی (در کار نیست) – I Can’t Get No Satisfaction
پدید آورنده: رولینگ استونز –  the Rolling Stones
ترانه سرا: میگ جگر و کیث ریچاردز – Jagger/Richards
سال انتشار: ۱۹۶۵

دومین آهنگ برتر تمام دوران از نظر نشریه رولینگ استون

نقد آهنگ Satisfaction

نقد آهنگ Satisfaction

شاید  ۷ ماه مه ۱۹۶۵ را بتوان سرآغاز شهرت افسانه ای گروه راک رولینگ استونز در نظر گرفت. زمانی که کیث ریچاردز؛ خواننده، ترانه سرا و گیتاریست این گروه صبح زود بیدار شد، دستگاه ضبط صوت را روشن کرد و با گیتار خود به اجرای افتتاحیه تماشایی خشنودی (در کار نیست) پرداخت. چندین دهه از آن روز می گذرد و این آهنگ با این افتتاحیه فوق العاده، هم چنان به عنوان یکی از کلاسیک ترین آثار راک اند رول در نظر گرفته می شود. 

این آهنگ در ۶ ژوئن ۱۹۶۵، یعنی دقیقا ۲۱ سال بعد از سالروز پیاده شدن ارتش آمریکا در نرماندی در جنگ حهانی دوم عرضه شد. صرف نظر از عمدی یا سهوی بودن چنین تقارنی، این اتفاق نشان دهنده تفکرات نظامی هم چنان پابرجای آمریکا و امتداد آن، از جنگ جهانی دوم تا جنگ ویتنام است. 

خشنودی ۳ دقیقه و ۴۳ ثانیه است. این آهنگ به نظر می رسد از ضمیر ناخودآگاه ما نشات می گیرد و خاستگاهی قدرتمند در پس ذهن ما دارد. خشنودی یک قالب سفت و سخت و نامشخص، برگرفته از یک اقتصاد بی ثبات دارد، یک اظهار نظر خشمناک درباره ناراحتی های روزانه. قهرمان این ترانه که می تواند هر نوع انسانی باشد، مورد هجوم اطلاعات بی ارزش قرار گرفته است. او کسی است که سعی می کند تمام عجایب اطرافش را کنار بگذارد و به آرامش ذهنی برسد. در برابر وظائف بی رحمانه زندگی روزانه مقاومت می کند، رادیو و تلویزیون، مردم فریبکار و ارباب های جنگ را پس می زند. تمام این ها باعث می شوند این قهرمان نتواند در آمیزش جنسی با طرف خود به خشنودی برسد، همین مساله او را به عجز و ناله می کشاند. 

عنوان کامل این آهنگ؛ خشنودی (در کار نیست)، نوعی تناقض دارد. در علم صرف به این کار، “منفی کردن دوگانه” گفته می شود. این عنوان به شکل تصادفی حاوی بار منفی “نه اما بله” است. تناقضی که ریشه در زندگی خودمان دارد. تضاد بین چیزی که می خواهیم و چیزی که به آن نمی رسیم، بین چیزی که به آن می رسیم و چیزی که نمی خواهیم. این آهنگ که در اوج دوران راک عرضه شد، یک تجربه به معنای واقعی کلمه آزادانه از موضوعی است که مطرح می کند. احساسی که در دل مخاطبان جاری می کند، کاملا ملموس است. 

خشنودی نشان دهنده ناآرامی و ناراحتی زندگی در دنیای مدرن است، ناراحتی که برای ما هم قابل درک است. این آهنگ تند، قوی و ستیزه کارانه است. یک بازتاب گوشخراش از ناخودآگاه جمعی ما. این اثر نشان دهنده وضعیت زندگی در عصر ظهور سلاح هسته ای است، حس این که هرچیزی ممکن است در ظرف چند ثانیه از بین برود، این آهنگ بازتاب دهنده اوج خشم و ترشرویی ماست. اما خشنودی تنها یک مراسم عزاداری نیست. ریتم، تداوم تند و سرسختانه، و بیت بی قرار آن باعث می شود این تجربه انسانی به سرحد اوج خود برسد. این آهنگ نشان دهنده سرگشتگی انسان در انتخاب مسیر خویش است. این جمله ساموئل بکت شاید بهترین توصیف باشد: “من نمی توانم ادامه بدهم، ولی ادامه می دهم.”

خشنودی هر چیزی که تصور می کنید را در خود دارد: تنش، هشدار در مورد خطر محاصره شدن، جبرگرایی، تسلیم و تجزیه شدن، ناامیدی و امید. همان نیروهای قطبی که به زندگی امروز ما قدرت می دهند. در حقیقت خشنودی (در کار نیست) با ورود خود همه چیز را در دنیای موسیقی تغییر داد، چرا که این آهنگ تمام ماجراهایی را که در آن زمان در حال وقوع بود، بازگو می کند. این صحبت ها برای ما هم قابل درک است، چرا که دنیای امروز تفاوت آن چنانی با ۶ ژوئن ۱۹۶۵، یعنی ۵۲ سال پیش ندارد. 

از نقطه دید قهرمان نامعلوم این اثر، ما نظاره گر فشارها و چالش هایی می شویم که مردم دهه پرآشوب ۱۹۶۰ با آن ها دست و پنجه نرم می کردند. صحبت هایی که البته با زمانه پرخشونت و غم انگیز دنیای امروز هم چندان بی ارتباط نیست. هرکسی می تواند با ریف گیتار این اثر ارتباط برقرار کند. 

مایکل ای. راس

منبع: Pop Matters / huffington post

این آهنگ را می توانید اینجا بشنوید:

دیدگاهی بنویسید

avatar