به این نقد امتیاز بدهید

اتوبوسی به نام هوس – A Streetcar Named Desire

نویسنده: تنسی ویلیلمز – Tennessee Williams

سال: ۱۹۴۷

فمینیسم در نمایشنامه اتوبوسی به نام هوس

فمینیسم در نمایشنامه اتوبوسی به نام هوس

نگاه به اتوبوسی به نام هوس از دید فمنیستی پیچیدگی بسیار آن را نمایان می کند. این روایت داستان یک زن است: بلانچی کاراکتر کلیدی نمایش که زاویه دید او بر نمایش احاطه دارد، زنی است که مشکلاتش مشکلات جامعه زنان است، محدودیت ها و تراژدی هایش خاص زنان بدون قدرت و ضعیف است. در ادامه استلا، شخصیتی که عاشق مهمانی رفتن است، نوع دیگری از زن را نشان می دهد. باز انتخاب های او نیز خاص انتخاب های یک زن است و آخرین انتخابش براساس تحمیل ها و محدودیت های اعمال شده به زنان نه تنها  در آمریکای قرن بیستم بلکه اکثر تاریخ انسان می باشد.

یکی از اصول فمنیسم این است که جنسیت یک بنا و ساختار اجتماعی است. اگر زن بودن نقشی است که بیشتر توسط جامعه تعریف می شود تا وضعیتی طبیعی، برخی جامعه شناسان این را بسیار دقیق تر و ظریف تر از جنوب آمریکا تعریف کرده اند. اسطوره های مربوط به زنان جنوبی در میانه ی قرن نوزدهم توسعه ی بیشتری یافت، زنان سفید به جایگاه والایی ارتقا یافتند. نجیب زادگی جنوبی قرن نوزدهم، به زن جنوب به عنوان موجودی غیر جنسی، درمانده، بی پناه و ضعیف  نگاه می کرد، متفاوت با خواهران سیاه شان. به عنوان زنی جنوبی، نقش اجتماعی تعریف شده برای بلانچی او را از پذیرش آمال و آرزوهای طبیعی اش و دنبال کردن آنان باز داشته است. او حس می کند که مجبور است به خود و دیگران دروغ بگوید.

در تاریخ غرب، از دوران عبری تا به حال، پاکدامنی و عفت جنسی زنان مساله ای اساسی بوده است.  خدا در فرمانهای سوم اش به قوم بنی اسرائیل می فرماید، “ای کسانی که مزدوج هستید، از ارتکاب به زنا بپرهیزید”. گرچه منظور تمامی افراد است، این دستور معمولا بیشترین تاکید را به زنان دارد. شاهان همسران متعددی داشتند، اما زنان بی وفا یا دوشیزه هایی که گرایش جنسی داشتند مورد تکفیر واقع می شدند. فاحشه ها یا متاهلینی که مرتکب زنا شده باشند به خاطر گناهشان ممکن بود سنگسار شوند. گرچه مسیح آنانی که می خواستند گناهکاری را سنگسار کنند را مورد نکوهش قرار می داد که ابتدا به گناهان خود بنگرند قبل از این که اولین سنگ را بیاندازید، این قضاوت وحشیانه و سنگدلانه در برابر زنان محکوم به گناه جنسی تا کنون ادامه داشته است. بدین صورت با رسیدن به قرون وسطی، “سقوط” برای زنان به مفهوم رفتار نادرست جنسی، کاهش باکرگی قبل از ازدواج معنی شد. برای مردان، سقوط آدم با مفهوم الوهیت بیشتری همراه بود که همان نافرمانی اش از دستور خداوند است.

نسخه ی جنوبی پیوریتانی بلانچی شاید به خودکشی شوهرش برگردد، و ناتوانی اش در درک و فهم گناهش او را به سوی بی بندوباری و ارتباطات متعدد جنسی می کشاند. دختر نوجوان جنوبی در محیط و شرایط زندگی او تقریبا  اطلاعاتی درباره مسائل جنسی نداشت. کاملا عادی و واضح است که او درک لازم را نداشته باشد برای برخورد با مسائلی که یک همسر دو جنس گرا با آن مواجه می شود. عشق شهوانی بلانچی به آلن، فرارش با او، آگاه شدنش از ارتباط جنسی شوهرش با مردی دیگر، تنفر و بیزاری اش از انحراف شوهرش، و شک و هراسش از خودکشی همسرش پلات اصلی زندگی او را تشکیل می دهد. او بارها و بارها این زندگی را تکرار می کند، مثل فیلمی که بی وقفه  در سرش پیش برود. بیشتر رفتار و منش او از این مجموعه رخداد ها نشات می گیرد. توجه ویژه اش به عاشقان جوان، حتی وقتی که مسن تر می شود،  داستان اشاره دارد به دلبستگی اش به شاعر جوانی که نامه هایش را در چمدانش با خود نگه داشته است. و وقتی استنلی نامه ها را می بیند، بلانچی آشفته و عصبانی می شود. او انگار که زندانی خاطراتش باشد، جذب میچ می شود چون که او هم کسی را در زندگی اش از دست داده است.

از طرفی، ویلیامز می گوید که فکر می کند بلانچی رها و آزاد شده باشد: برای زنی که از شهر جنوبی کوچکی آمده باشد، شروع یک زندگی در این حد مستقل در سال های میانی این قرن جرات و دلیری خاصی را می طلبد. با این وجود این آن زندگی نبود که او به آن افتخار کند. اشتیاق و آرزوی اصلی او در این مقطع زمانی از زندگی اش پیدا کردن شوهری خوب و مناسب است، حتی اگر به کودنی و زمختی میچ باشد. توجه زیادش به مادرش که  باعث می شد به صورت مردی با روحیات دخترانه بنماید، باعث شده که او در چشم، بلیچی جذاب و باوقار جلوه کند.  عصبانیت مردانه میچ به همراه تکان دادن سر زمختش باعث دلسردی او می شود، بلانچی از میچ می خواهد که رفتاری عاشقانه تر و عاطفی تر داشته باشد. می داند که تنها در زمان های معاشقه است که یک زن از حس برتری برخوردار است و بلانچی قواعد بازی عشق ورزی را به خوبی درک کرده است.

او و استلا درک کرده بودند که زنان سنتی انتخاب محدودی دارند: او باید دختر خوبی باشد، پاکدامن و باکره باشد، همسر خوبی باشد، وفادار باشد، مادر خوبی باشد، دانا و عاشق باشد. اگر شرایط مجبورش ساخت که کار کند، کارهای زنانه را برگزیند، به جوانتر ها درس بدهد یا از سالمندان پرستاری کند. کار بیرون از خانه چندان شایسته و مناسب یک زن نجیب نبود، اما سازش هایی اساسی باید صورت می گرفت وقتی زنان خودشان را به دور از پشتیبانی و حمایت مردان می دیدند. گرچه در خانه از زنان کار سنگین انتظار نمی رفت. نقش ایده آل شان عروسکی متنعم، همراه با پیشخدمت ها، و گرامی داشته شدن از سوی همسر و فرزندان بود.

هر دوی بلانچی و استلا به آسایش موجود در ازدواج رسیدند، هر دو متوجه شدند که ازدواج هم مشکلات خودش را دارد. هر دو خواهر با عشقشان ازدواج کردند، اما هر دو همسران نامناسبی انتخاب کردند. یاس و دلشکستگی بلانچی از ارتباط جنسی مبهم همسرش ممکن است استلا را سوق داده باشد که مردی با هتروسکسچوال شدید (داشتن گرایش به جنس مخالف) از طبقه اجتماعی نامناسب را انتخاب کند. استلا مشکلات خودش را با ازدواج با استنلی تجربه می کند که شروع آن در نمایش نشان داده می شود. در این مرحله با توجه به آنچه در برخورد ها و درگیری هایشان از خود بروز می دهد به نظر نمی خواهد اعتراف کند که در شرایطی قرار گرفته که بخواهد از آن رهایی یابد. اگر بخواهد همسرش را داشته باشد مجبور است که بدرفتاری ها و بدخلقی ها و دشنام های همسرش را قبول کند، سلطه و حاکمیت او را بپذیرد. در مقابل می تواند خانه و کودکانش را داشته باشد.

برخی منتقدین فمنیست تنسی ویلیامز را به خاطر ترسیم این زنان به عنوان بازنده و قربانی مورد انتقاد شدید قرار داده اند. بخصوص در مورد پذیرش ساده  و آسان استلا در مقابل بدرفتاری ها و کج خلقی های همسرش. این نقدی منصفانه نیست، ویلیامز علاقه ای به آداب و ارتباطات سیاسی نداشت. او بیشتر نمایشنامه هایش را خیلی قبل تر از آن نوشت که جنبش مدرن فمنیستی وضعیت و جایگاهش را در چنین مواضعی پیدا کند. ویلیامز رفتارهای کاراکتر های زن نمایشش را از خود نمی نویسد، او تنها رفتارهایی که شاهد آن بود را توصیف می کند. زنان همگی اغلب متحمل چنین روابط ناشایست و توهین آمیزی می شوند. در مواردی دیگر همچون شرایط مادرش، زن ممکن است تحت اجبار شرایط اقتصادی مجبور به تحمل سال ها درد و رنج جسمی و روانی شوند. تا حدی که وقتی راه چاره ای به نام پول پیدا کرد، فامیلی شوهرش که کورنلیوس باشد  را از اسمش برداشت.

منبع: resources.mhs.vic.edu.au/english

دیدگاهی بنویسید

avatar