۵ (۱۰۰%) ۱ vote

پیامبر – The Prophet

نویسنده: خلیل جبران – Khalil Gibran

سال: ۱۹۲۳

جایگاه کتاب پیامبر خلیل جبران در ادبیات آمریکا

جایگاه کتاب پیامبر خلیل جبران در ادبیات آمریکا

فردی از من پرسید:«آیا خلیل جبران روی اشعار شما تاثیر گذاری داشته است؟» جواب دادم «خیر». البته من از جبران شناخت داشتم. من در نیویورک بزرگ شدم و به یاد دارم که پدرم با تمجید و ستایش از جبران صحبت می کرد. جبران هم همچون من یک عرب-آمریکایی با اصلیت لبنانی بود. بیشتر شباهت‌های ما همین جا خاتمه می یابد. من در بروکلین متولد شدم و او در بشاری لبنان. من در طول زندگی نهایت تلاشم را کرده ام که به عنوان یک شاعر، رمان نویس، نمایشنامه نویس، محقق و مقاله نویس شناخته شوم. تنها کتاب پیامبر جبران از زمان انتشارش در سال ۱۹۲۳ ۹ ملیون نسخه فروش داشته است. در ماه آگوست ۲۰۰۱ برای ۱۳۶مین بار چاپ شد و به بیش از ۲۰ زبان در دنیا ترجمه شده است. با وجود معروفیت بسیار زیاد جبران و افزایش توجه آکادمی ها به آن (اولین کنفرانس بین المللی حول آثار او در دانشگاه مریلند در ۱۹۹۹ برگزار شد) اما هنوز از جانب عمده منتقدان آمریکایی پذیرفته نشده است. آیا چیزی هست که خوانندگان آن را ستایش می کنند اما منتقدان به آن بی توجه اند؟ آیا لازم است منتقدان در مورد آثار جبران تجدید نظر کنند به ویژه به خاطر افزایش توجهات و علایق به ادبیات عربی-آمریکایی؟

جبران آثار اصلی اش همچون دیوانه، حکایات و اشعارش، پیشتاز، پیامبر، ماسه و کف و مسیح پسر انسان را به انگلیسی نوشت. دیوانه، و مسیح پسر انسان بیشتر مورد توجه منتقدان قرار گرفتند و برخی آن را آثاری قوی تر از پیامبر می دانستند. به هر حال جبران در ادبیات آمریکا جایگاهی دور از انتظار به عنوان یک شاعر بیگانه را حفظ کرد. او از گلچین های ادبی عمده ای همچون گلچین ادبی نورتون یا گلچین ادبی هیث که بزرگترین گلچین های ادبیات آمریکا هستند، حضور ندارد، در حالی که تلاش های زیادی برای کامل بودن این گلچین ها صورت گرفته است. برگهای مو: یک قرن شعر عربی-آمریکایی اولین گلچین آمریکایی بود که آثار جبران را در خود داشت.

اکنون بازخورد من نسبت به پیامبر چگونه است؟ من که به ۱۲ اثر طراحی جبران نگاه می کنم، از نظر ارتباط سبک و متن او را مرتبط با ویلیام بلیک می دانم. هر دو کارشان را به عنوان یک هنرمند آغاز کردند؛ بلیک با حکاکی و جبران با نقاشی. هر دو کتابهایشان را مصور کردند، از تکنیک های منظوم استفاده کرده و نمادگرایی را وارد آثارشان کردند. هر دو رویاپردازهایی بودند که کلیت وجود و طبیعت شامل انسان و الهیات را از مسیرهای متفاوتی بیان می کردند. هر دو شاعرانی به دور از تعصب و باورهای مذهبی بودند با این حال توجهاتی هم به مذهب داشتند که به شیوه های متفاوتی از انجیل نشات می گرفت. با این حال تفاوت های اساسی نیز با هم دارند. بلیک معمولا نوشته هایش خردمندانه و همراه با کلمات قصار بود و نمادگرایی پیچیده ای به کار می برد. جبران بیشتر اشعارش استعاری هستند که فهم و دریافت آنها آسان تر است و بیشتر از بلیک به داستان های انجیلی، عروض و ساختارهای موازی (استفاده کلماتی با الگوهای مشابه برای نشان دادن یکسان بودن میزان اهمیت دو یا چد موضوع) نزدیک است. او همچنین به سمت شاعران رمانتیک دیگری همچون بیشی شلی و جان کیتس و نمادگرایی فرانسه هم گرایش یافت.

در کتاب پیامبر شخصیت اصلی آن المصطفی خودش را آماده می کند تا پس از ۱۲ سال اقامت در اورفلیس، شهری شبه افسانه ای به وطنش بازگردد. شیوه روایت، محیط معنوی و تصاویر نمادگرایانه همراه با زبانی کهن، به زمان و مکانی دوردست اشاره دارد. مردم گرد آمده‌اند تا او را بدرقه کنند. المیترا زن پیشگویی است که پرسش هایی را مطرح می کند که بخشی از دانش او از حقیقت را آشکار می کند. در ۲۸ فصل المصطفی در مورد ۲۶ موضوع بحث می کند، این فرایند با عناوینی مقاله گونه و دیالوگ هایی به شکل نثر شعری ادامه می یابد و موضوعاتی همچون عشق، ازدواج، کودکان، خوشحالی و اندوه، جنایت و مکافات، مذهب، و مرگ را شامل می شود.

تی اس الیوت و ازرا پاوند پیشگام جنبش زیبایی‌شناسانه بر علیه بیان های پر از جزئیات و انتزاعی موجود پس از جنگ جهانی اول بودند. پاوند می گفت به ترس از انتزاعات روی بیاورید و یکی پس از دیگری در رابطه با چگونگی خواندن و نوشتن شعر مقاله می نوشت. هر دو شاعر روی خیال و موضوع تمرکز داشتند. هر دو متمایل به ارائه مختصری از کنایه، ایهام، جنبه های خردمندانه در نوشته هایشان بودند. البته برخی ایده هایشان با وجود ظاهری تند و تلخ، تاثیرات مثبتی به همراه داشت، همچون تاکید روی کنترل روی صفت ها و آرایه های اضافه. نهایتا تا جایی پیش رفتند که شاعران رمانتیک انگلیسی (به جز جان کیتس) را رد می کردند و جان میلتون را به نفع شکسپیر کنار زدند. حملات آنها توسط منتقدان جدید ادامه یافت و نهایتا باعث ایجاد دهه ها پژوهش و دفاعیه شد، که جان تازه ای هم به جنبش رمانتیک و هم به میلتون بخشید. همچنین نمی توانستند غنای شعری والت ویتمن را قبول کنند با این حال پاوند بر خلاف میلش او را پذیرفت. رویکرد آنها  بیانگر عدم اعتماد نسبت به احساسات رمانتیسیزم و ایدئالیسمی بود که در میان نویسنده های مدرن (هم شعر و هم داستان) در جنگ جهانی اول وجود داشت.

در سال ۱۹۱۹ مقاله ای از تی اس الیوت با عنوان «سنت و استعداد فردی» اثبات کرد که او عنصر مهمی در مسیر جدید ادبیات شعری آمریکا است. در این مقاله الیوت خواست که «از بیان و وصف مستقیم احساسات به سوی ‘انقراض’ هویت در شعر روی بیاورند. او به شاعران توصیه کرد که یک ‘همبستگی هدف مند’ پیدا کنند و آن را به عنوان مجموعه ای از اهداف، یک موقعیت و زنجیره ای از وقایع تفسیر کنند، به صورتی که بتواند فرمولی از آن احساس خاص باشد». سه سال بعد که سرزمین گمشده چاپ شد، سطح خرد و خیال موجود در اثر به قدری بود که ویلیامز کارلوس ویلیامز در خودزندگی‌نامه‌اش می نویسد این اثر برای جهان ادبیات شعری همچون شلیک تیری طعنه آمیز بود.

ویلیامز اهمیت این شعر را درک کرده بود. او مسیری که الیوت و پاوند ادبیات شعری آمریکا را به آن سو سوق می دادند را پیش بینی کرده بود. چیزی که از آن می ترسید و به درستی هم پیش بینی کرد، پرواز شعر از جایگاهش در قلب و درون زندگی به سوی جایگاهی آکادمیک بود.

شاعران به دنبال کردن مسیر پاوند و الیوت تمایل پیدا کردند و شروع به شعر نوشتن برای دیگر شاعران کردند. جمعیت دانشگاه ها افزایش و تعداد مخاطبان عام کاهش یافت. شاعرانِ اعترافی که در اشعارشان به اعتراف و اقرار زندگی خود می پرداختند به شهرت می رسیدند. دیگر زمان زیادی از آن دوره گذشته بود که مردم عادی شاعران را برای خردمندی و توجه به مسائل زندگی روزمره دنبال می کردند.

نهایتا دیگر جنبش های جدید به خصوص جنبش های نشات گرفته از اشعار اخلاقی به ویژه اشعار سیاه، مخاطبانی پیدا کردند و مسیر خود را ساختند. آن ها به پشتیبانی و توجه به زیبایی شناسی و مسائل هدایت و راهنمایی پرداختند. نویسنده های اقلیتی هم البته در گروه متفاوتی شناخته شدند. اشعار آن ها رخدادها، مسائل و موسیقی حال حاضر را در بر می گرفت. تمایل به رشد معنوی افزایش یافت، اگرچه کلیت ادبیات شعری به سمت انزوا و فردگرایی می رفت.

جبران ریشه ها و وابستگی های قابل توجهی نسبت به ادبیات شعری آمریکا دارد. پیوندهایی با والت ویتمن پدر ادبیات مدرن آمریکا در او دیده می شود که جبران او را بسیار می ستاید و در فلسفه و افکارش، می توان فلسفه ماوراطبیعه آمریکایی، انسان گرایی و فردگرایی و دعوت به آزادی را مشاهده کرد. کتاب پیامبر با چنین گفت زرتشت نیچه نیز مقایسه شده است که جبران از آن اثر بسیار لذت می برد. با این حال متناقض نماها، حکایات، اندرزها، ترکیب شعر و نثر، و نثرِ شعری جبران و بُعدهای خیالی آثارش، او را در ادبیات شعری آمریکا خاص و منحصر به فرد کرده است. کتاب او اثری تفحصی است. جبران توانست در ایجاد افسانه ای نسبتا مذهبی و مدرن بسیار موفق باشد. جالب است که در سایت فروشگاه اینترنتی کتاب بارنز اند نوبل، کتاب پیامبر در دسته کتاب های شعری قرار ندارد و در گروه کتب ادیان شرقی قرار گرفته است.

قرار دادن جبران در این دسته مشکل دوگانه ای را ایجاد می کند. مساله اول ارزش ادبی اثر است. اگر کتاب پیامبر به عنوان اثری شعری پذیرفته شود، خواننده با ارتباط مستقیم آن با زندگی روزانه مواجه می شود. اثر به مردم عادی اشاره خواهد داشت. امید و واقعیت های شخصی، اتحاد روحی و عشق را منتقل می کند. طبع شعری و خرد همراه با سبکی آهنگین و احساسی را ارائه می دهد. مساله دوم مشکل دسته بندی است. اگر اثر نویسنده ای نمی تواند در دسته ای مشخص قرار گیرد چرا دسته جدیدی ایجاد نشود؟ اسم جدیدی ایجاد نشود؟

سالیان زیادی است که مد هترز و مارچ هارز (اثری شامل داستان هایی الهام گرفته از آلیس در سرزمین عجایب) در ادبیات آمریکا فریاد می زنند «جایی نیست جایی نیست». زمان آن است که همچون آلیس در سرزمین عجایب اصرار داشته باشیم که «به اندازه کافی جا هست.» در کنار دسته بندی های مورد تایید منتقدان می توان برای جبران و آثار دیگر شاعران مهاجران سوریه‌ای اوایل قرن بیستم و همچنین شاعران دیگر ملیت ها دسته جدیدی ایجاد کرد. واقعا می توان احساس کرد که چیزی کم است.

اساس جریان ادبیات شعری معاصر آمریکا چیزی کم دارد. احساس معمولا کم رنگ شده است. تعهد و حس دلسوزی و همدلی غریب مانده اند. زمان اتصال و جوش خوردن به هم دیگر است، پیوند دادن احساس روحی شرقی، بیتلز در هند را به یاد بیاورید.

خلیل جبران رویکردی بین خرد و احساس و پلی معنوی بین آن دو را ارائه می دهد. در پیامبر می خوانیم «خرد و احساسات تو سکان و بادبان روح دریاگرد تو هستند». ترکیبی از جستجوی فردی به دنبال روشنگری و مفهومی متحد از انسان گرایی را ارائه می دهد. «وقتی عشق می ورزی نباید گفت ‘خدا در قلب من است’ بلکه باید گفت ‘من در قلب خدا هستم’» وضعیت انسان امروزی آن قدر وخیم است که نمی توان شاعر بزرگی همچون جبران را نادیده گرفت، شاعری که به ما بینش و بصیرت را ارائه می دهد. ادعای ما به دموکراسی و چندملیتی بودن به این مساله اعتبار می بخشد. زمان آن رسیده که جبران را نه به عنوان نویسنده ای بیگانه که به انگلیسی شعر می نوشت، بلکه به عنوان یک آمریکایی با تفاوت هایش بپذیریم. اجازه دهیم پیامبر و جبران وارد دنیای ادبیات آمریکا شوند. به اندازه کافی این کتاب و نویسنده اش در بیرون از دروازه های جهان این ادبیات مهجور مانده اند.

دی اچ ملهم، شاعر و نویسنده آمریکایی

منبع: Aljadid

دیدگاهی بنویسید.

avatar