به این نقد امتیاز بدهید

مکتب تعالی گرایی که در قرن نوزدهم تاثیر زیادی از خود برجای گذاشت، بر اهمیت فرد و بصیرت او تاکید می کند. در آن زمان تصور بر این بود که مردم هنگامی که متکی به خود و مستقل رفتار کنند، در بهترین حالت خود خواهند بود. رالف والدو امرسون و هنری دیوید ثورو جزو مهم ترین چهره های این جنبش بودند. تعالی گرایی درباره اهمیت فردیت بود، مساله ای که در فرهنگ مدرن هم می توان به دنبال آن بود. این مساله را به ویژه در موسیقی رپ به خوبی می توان مشاهده کرد. موسیقی رپ به دنبال فردیت و جدا شدن از اکثریت است.

تعالی گرایی در موسیقی رپ

تعالی گرایی در موسیقی رپ

یکی از هنرمندانی که به خوبی توانسته فردیت خود را حفظ کند امینم است، رپری که همیشه متمایز بوده و شخصیت خاص خود را به نمایش گذشته است. او در آهنگ نمی ترسم درباره شجاعت متمایز بودن صحبت می کند، او در این آهنگ اعلام می کند که ترسی از تغییر ندارد و برای آدم بهتری شدن تلاش می کند. او در جایی از آهنگ می گوید:
“امروز رو شروع می کنم

خودم رو از این قفس خارج می کنم”

منظور از قفس، هنجارهای جامعه است که هویت افراد را از آن ها سلب می کند. امینم با خارج شدن از این قفس می خواهد شخصیت واقعی خود را پیدا کند و به فردیت برسد. امینم در آهنگ دیگری می گوید که با بقیه آدم ها فرق دارد و فردیت خود را با تمام وجود پذیرفته است. او در آهنگ “میراث”، می گوید:

“الان که فکر می کنم این که همیشه عصبی هستم خیلیم عالیه

اگه این جوری نبودم نمی تونستم کلمات رو این قدر عالی بهم وصل کنم

و بیت هامو عین یه جدول بهم برسونم”

موفقیت امینم ریشه در فردیت او داشت. او می گوید همین عصبی بودن باعث موفقیت او در موسیقی رپ شده است. او را یکی از بهترین رپرهای تمام دوران می دانند. اگر یک رپر معمولی بود هیچ گاه به چنین موفقیتی دست پیدا نمی کرد. او متفاوت است و این تفاوت در اشعار او هم دیده می شود. امینم برای رسیدن به چنین جایگاهی سختی های زیادی کشیده است. در آهنگ خودتو غرق کن به خوبی متوجه اهمیت موسیقی برای امینم می شویم:

“بهتره خودتو توی موسیقی غرق کنی

زمانی که بهش رسیدی

دیگه هیچ وقت نباید از دستش بدی”

جنبش تعالی گرایی معتقد بود انسان زمانی به آرامش می رسد که قلب و روح خود را به خلوص برساند و آن را هم سو با تلاش های خود بگرداند. این دقیقا همان کاری است که امینم انجام داده است. او لحظه را به چنگ می آورد و آن را رها نمی کند. او با موسیقی زندگی کرده است. او در بخش دیگری از این آهنگ می گوید:

“این دنیا مال منه و من صاحبش می شم

پادشاهش می شم

میریم و یک نظم نوین جهانی راه میندازیم

زندگی عادی خسته کننده است

اما سوپراستار شدن عالیه، چیزی مثل گذشتن از مرگه”

برای امینم زندگی عادی به قدری خسته کننده است که مجبور می شود مسیر خود را در پیش گرفته و راه خود را از اکثریت جدا کند. او هم رنگ جماعت نمی شود. از طریق امینم به خوبی می توان متوجه شد که تعالی گرایی در موسیقی مدرن چه جایگاهی دارد. هنرمند دیگری که توجه زیادی بر روی فردیت معطوف کرده است، کید کادی است. او در آهنگ درست همین چیزی که هستم می گوید:

“من همون چیزی هستم که تو به وجود آوردی خدا

نمی تونم به هرکسی اعتماد کنم باید مسیر خودمو برم

خدایا منو به همون جایی ببر که خودت می خوای”

او شخصیت خودش را دارد، به ندای خدا گوش می کند و ترجیح می دهد مسیری را در پیش بگیرد که مطلوب خداوند است و نه بقیه مردم. او شخصیت خود را دارد.

او هم چنین در آهنگ موسیقی برای زندگی من دوباره بر این مساله تاکید می کند که زندگی اش را خودش کنترل می کند و تحت تاثیر کسی قرار نمی گیرد. او هم چون بقیه موزیسین ها پیروی هنجارهای جامعه نیست. کید کادی هم رنگی با جماعت را نادیده می گیرد و اهمیتی به قضاوت های مردم نمی دهد. او در آهنگ بالا، بالا و تا دوردست ها می گوید:

میرم بالا، بالا و تا دوردست ها

بالا، بالا و تا دوردست ها

اونا در هر صورت منو قضاوت می کنند

پس بی خیال”

برای او فردیت از همه چیز مهم تر است و اجازه نمی دهد کسی فردیتش را تغییر داده یا آن را تحت تاثیر قرار دهد. او اتکا به نفس خوبی دارد و از چیزی که هست، راضی به نظر می رسد. در اکثر آهنگ های او می توان ردپای تعالی گرایی را مشاهده کرد. از دیگر رپرهایی که همیشه پیروی تعالی گرایی بوده اند می توان به توپاک اشاره کرد، کسی که بدون تردید یکی از بهترین رپرهای تمام دوران است.

او در آهنگ تغییرات درباره فساد دنیا و نیاز آن به تغییر صحبت می کند. او معتقد است مردم باید تغییر کرده و با یکدیگر نه با نفرت، بلکه با احترام رفتار کنند. توپاک در جایی از این آهنگ می گوید:

“وقتشه که ما مردم تغییراتی را شروع کنیم

باید نحوه غذا خوردنمون رو عوض کنیم

نحوه زندگی کردنمون رو

نحوه رفتارمون با همدیگه رو”

 توپاک از مردم می خواهد که به آدم های بهتری تبدیل شوند، در این زمینه تلاش کنند، با هم با احترام بیش تری برخورد کنند. او از یک جنبش دفاع می کند، جنبشی که به دنبال دستیابی به آرامش است. 

توپاک در نیویورک زندگی سختی را تجربه کرده بود، پدر او دلال مواد مخدر بود، از مادرش هم هیچ خبری نداشت. اما با وجود چنین زندگی دردناکی، فردی خوش بین بود. این امیدواری در کارهای او دیده می شود. در آهنگ سرتو بالا بگیر، توپاک درباره اهمیت شخصیت صحبت می کند، این که کاری را انجام دهی که به آن باور داری. او می خواهد در جنبشی که راه انداخته از مردم بخواهد که خودشان باشند. او می خواهد از طریق موسیقی خود، تفاوت ایجاد کند. در تمام آهنگ های او چنین دغدغه هایی دیده می شود. 

تعالی گرایی در بیش تر کارهای او دیده می شود، چرا که او به چیزی که دوست داشت تبدیل شد و به دنبال این بود که بقیه مردم هم چنین کاری را انجام دهند. نتیجه کار امرسون و ثورو در دنیای مدرن را باید در این نوع از موسیقی پیگیری کرد. هدف آن ها از تعالی گرایی دست یابی به فردیت بود، این عنصر یکی از مفاهیم کلیدی نظریه های آنان است. بسیاری از موزیسین ها و هنرمندان فرهنگ مدرن هم در اشعار خود به ترویج تعالی گرایی می پردازند. 

این هنرمندان دنباله رو نیستند و از رهنمودهای مشخصی پیروی نمی کنند. آن ها خودشان هستند و به کسی اجازه نمی دهند که در زندگی آن ها تداخلی به وجود بیاورد. جنبشی که توپاک به راه انداخت شباهت زیادی به جنبش تعالی گرایی داشت. او از مردم می خواست کار درست را انجام دهند و به دنبال تکرار کارهای بقیه مردم نباشند. هم چون امینم و کید کادی او هم به دنبال ارتقاء جایگاه فردیت بود. در نهایت باید گفت در دنیای مدرن، موسیقی بهترین مکان برای ارائه نظریه های امرسون و ثورو است. 

منبع:study moose

دیدگاهی بنویسید

اولین دیدگاه را شما بنویسید

avatar